السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

367

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

عنوان يك حادث زمانى به ظرف ديگر زمانى محتاج باشد ، او هم به ظرف ديگرى تا بىنهايت ، كه مستلزم تسلسل محال است . دوم اين‌كه لازم مىآيد زمان ، قبل از زمان ، موجود باشد . و اين « تقدّم شىء على نفسه » هست كه محال است . پس ، نفسِ زمان ادعاى آنها را كه حدوث زمانى را ملاك حاجت مىدانند نقض مىنمايد . جواب سوم اشكال متن مضافاً إلى أنّ اثبات الزّمان قبل . . . فالزّمان لا يسبقه عدمٌ زمانىٌّ . ترجمه علاوه بر ( مطالب فوق ) اثبات زمان ، قبل از هر ماهيت امكانى ، اثبات حركتى است كه زمان را ترسيم مىكند . و در اثبات حركت ، اثبات متحركى است كه حركت ، قائم به او هست . و در اثبات متحرك ، اثبات جسم متحرك و ماده و صورت نيز خواهد بود . پس هرگاه وجود براى ماهيت ممكن فرض شود قبل از او قطعه‌اى از زمان خواهد بود . و هرگاه قطعه‌اى از زمان فرض شود ، نزد او ماهيت ممكنه خواهد بود . پس بر زمان ، عدم زمانى سبقت نمىگيرد . شرح علاوه بر دو محذور فوق كه بيان شد محذور ديگرى رخ مىنمايد . و آن ، اين‌كه اگر ما همهء ممكنات را حادث زمانى بدانيم بايد زمانى وجود داشته باشد كه در آن هيچ ماهيت ممكنه‌اى نباشد ، در حالى كه زمان ، خود معلولِ حركت جسمِ ستارگان و اجرام فلكى است و با چرخش زمين و ماه و خورشيد ، روز و شب و ساعت و لحظه به وجود مىآيد . حال ، طبقِ فرضِ حدوث زمانى هر حادثى مسبوق به زمان است . و طبقِ قواعد صحيح ، هر زمانى به حكم آن‌كه از حركت به وجود مىآيد و حركت به متحرك جسمانى قائم است ، پس قبل از زمان ، ماهيت جسمْ وجود داشته است . به عبارت